ساعتِ خوش صداتو

می‌دانید چیست؟ موسیقی ته ندارد! این راز معمای اصلی صداتو است. رازی است که در موسیقی نهفته است. رازی است که هر صدا و هر چهره‌ای در خود دارد.

به گزارش شهرقشنگ آنلاین آنقدری که نمی‌توانید حدس بزنید پشت هر چهره‌ای چه صدایی پنهان شده و پشت هر صدایی، قیافه خواننده چه شکلی است. این همان راز است. رازی که سالهای سال هم اگر از آن بگذرد باز سر جایش است، باز قابلیت این را دارد که شما نتوانید حدس‌های درست بزنید. سازندگان “صداتو” یا هر برنامه‌ای که برای اولین بار دست روی این بازی گذاشته، روی همین مساله مانور داده‌اند. بازی‌ای که برای هرکدام از ما بارها و بارها در مواجهه با خوانندگانِ حتی بزرگ هم اتفاق افتاده. نتوانسته‌ایم حدس بزنیم صدای خواننده‌ای که می‌شنویم ممکن است چه قیافه‌ای را به همراه داشته باشد یا چهره‌ای را که می‌بینیم می‌تواند چه آوازی بخواند. نگاه نکنید که حالا با گوگل و چت جی بی تی می‌توانیم تا اعضای خانواده یک خواننده را سرچ کنیم. زمانی پیشتر که اصلا هم آنقدرها قدیم محسوب نمی‌شود، این جستجو، زمان می‌برد. طول می‌کشید تا بفهمیم این صدا مال چه چهره‌ای است. این بازی همیشه جذاب است و بی‌سرانجام. حالا ذات این سوال تبدیل شده به یک شوی تلویزیونی جذاب.
راستش را بخواهید چندان مهم نیست که “صداتو” کپی یک برنامه یا یک مجموعه برنامه خارجی است. چه اهمیتی دارد وقتی اینقدر خوب ایرانیزه شده و اینقدر می‌تواند مخاطبش را سرگرم کند. آنقدری که گذر زمان به چشمش نیاید. اتفاقا می‌شود از این زاویه به ماجرا نگاه کرد که چه خوب که در ایران هم این مسابقه برپا شد و ما هم فرصت این را داریم که در این شادی جهانی نقش ایفا کنیم. اصلا چه کسی گفته است که همیشه کپی کردن بد است؟ آن هم کپی چیزی که مشابهش در مملکت خودت نبوده. اگر قرار بر این بود که کپی بد باشد، الان باید منتظر می‌ماندیم تا دفتر و خودکار و پریزهای برق و مبلمان خانه‌مان از کشورهای دیگر می‌آمد! درباره تکنولوژی‌های ریز و درشت هم دیگر حرف نمی‌زنم. پس این گارد را باز کنیم و از تماشای برنامه‌ای که با مختصات ما طراحی شده، لذت ببریم.

مثلا غیر از ذات برنامه که جذاب است و ایده‌اش مال سازندگان است بیایید درباره تیم برنامه حرف بزنیم. تیمی که تا به امروز در هیچ برنامه‌ای اینقدر تر و تمیز و مَچ دور هم جمع نشده بوده‌اند؛
امیرمهدی ژوله را در بهترین حالت ممکن به عنوان یک استندآپ کمدین در خندوانه دیده‌ بودیم، محمد بحرانی را در هیچ نقش و هیچ برنامه‌ای با این میزان راحتی، و خود بودن، با این لباس‌ها که به سبک خودش تعلق دارد ندیده بودیم. اویی که میکروفون از دستش نمی‌افتد، برای هر موقعیت و نامی آهنگی بلد است، موسیقی بلد است، گویش‌های مختلف را تسلط دارد، شوخی‌های متعدد می‌کند، شخصیت شیرینی دارد و از همه اینها مهم‌تر از حد نمی‌گذرد. شبنم مقدمی که در این برنامه برگ برنده است. او چنان مادرانه یا اگر بخواهیم لطیف‌تر بگوییم شبیه خاله‌ها و خواهرهای بزرگ‌تر با تمام مهربانی و وقار همیشگی‌اش روی استیج ظاهر شده، که هر شرکت‌کننده‌ای به حمایتش و به نگاه‌های پر از احساسش نیازمند است. در عین حال او شاداب و با آشنایی به موسیقی در این مسابقه داوری می‌کند. آهنگ‌ها را با خواننده‌ها می‌خواند، از شنیدن آنها لذت می‌برد، از هنر بازیگری‌اش در لحظات حساس و آنجا که نیاز است مخاطب باورپذیری بیشتری نسبت به هیجان بازی داشته باشد بهره می‌برد و خلاصه اینکه آسِ صداتو شبنم مقدمی است که با کاراکتری جدید ظاهر شده. و اما محسن شریفیان که در جای درست قرار گرفته. نوازنده بنامی که طی این سالها هرآنکس که موسیقی را دنبال کرده، با زحمات ویژه‌ای که یک تنه برای معرفی و جا انداختن موسیقی بوشهری و ساز نی‌انبان کشیده، او را می‌شناسد. شریفیان که با گروه لیان، در ایران شناخته شده است. اما هیچوقت فرصت شناخت خود او دست نداده بود تا صداتو. روحیه جنوبی او که در این برنامه بی‌شباهت به آبادانی‌ها نیست و یک عینک ری‌بن کم دارد یکی از جذابیت‌های اصلی صداتو است. او در چالشی که هربار با محسن کیایی مجری صداتو دارد و کل کل دائمی آنها که به نمک برنامه تبدیل شده، چهره‌ای متفاوت و دوست‌داشتنی از خودش نشان داده است. البته که چنین برنامه‌ای حتما نیاز داشت که یک موسیقیدان در کنار خود داشته باشد و چه بهتر از یک چهره محلی که اتوکشیده وسط یک بازی نباشد. موسیقیدانی که حتی اگر در حدس‌هایش اشتباه می‌کند، به جذابیت برنامه کمک کرده چرا که به مخاطبش این مساله را القا می‌کند که منِ اهل موسیقی نیز ممکن است اشتباه حدس بزنم.
نام محسن کیایی جوان خوش‌برخورد و شیرین سینما به میان آمد؛ او که همچون جواد عزتی صورتی همیشه خندان و طناز دارد، حالا در شمایل لاغرکردۀ خود، برای مخاطب جذاب‌تر از قبل هم شده. اجرایش هم با اینکه می‌تواند بهتر باشد اما فراتر از گرفتنِ نمرۀ قبولی است. او سرحال و مسلط اجرا می‌کند اما می‌تواند کمی راحت‌تر و با شوخی‌های بیشتر هم مخاطب بیشتری را جذب کند.
ورای تیم شرکت‌کننده، اتاق فکر صداتو اتاق فکر فعالی است. اینطور نبوده که برنامه‌ای را مشخص کند و بعد با همان فرمان جلو برود. برعکس، هربار هواپیمایشان را از روی اتوپایلت برمی‌دارند و برای هر قسمت آس‌های جدید رو می‌کنند. کاری می‌کنند که مسابقه سخت‌تر و سخت‌تر بشود. در عین حال آنقدر بازی را عوض نمی‌کنند که برای مخاطب این شائبه پیش بیاید که پول این مسابقه، بردنی نیست. انتخاب قطعات موسیقی هم هوشمندانه انجام شده؛ علاوه بر اینکه همه ژانرها را پوشش داده، قطعات معروف و محبوب باعث مرور آنها و ایجاد احساس نزدیکی در مخاطب برنامه شده است.
دست آخر اینکه، ما در ایران دیر می‌خندیم، دیر با برنامه‌های سرگرم‌کننده ارتباط برقرار می‌کنیم و بیش از آنکه در جست‌وجوی لذت باشیم، در جست‌وجوی یافتن ایراداتی برای لذت نبردن هستیم. طی این چند سال هنرمندان و برنامه‌های زیادی تلاش برای خندان و سرگرم کردن ما جماعت دیرخند و غصه‌خور کرده‌اند. از این فرصت اندک شادی استفاده کنیم… بخندیم… آسانگیرتر از همه عمرمان… موسیقی بشنویم، حدس بزنیم و در تعامل اینکه این چهره صدای خودش را دارد یا نه، دکمه بله یا خیر را فشار دهیم.

۱۳ تیر ۱۴۰۲ - ۱۱:۵۶
کد خبر: 7475

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =